تبليغاتX
یک حرف از هزاران
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385
شرحی کوتاه از سفری دراز
از تهران به قصد کنفرانسی در باره "کشاورزی و محیط زیست" راهی بلژیک شدم. ۱۵ روز ویزای شینگن داشتم. کنفرانس چهار روز طول کشید. تصمیم گرفتم یک هفته هم  بروم فرانسه. هم دوست قدیمی ام - مجید - که واقعا دوست داشتنی است را دیدم و هم پاریس را که تا کنون نرفته بودم. اروپای واحد هم اروپائیان را به ملتی یگانه تبدیل کرده و هم سفر بین کشورهای اروپائی را برای مسافران آسان ساخته. در اروپای امروز تصمیم گیری و اقدام برای سفر از بروکسل به پاریس شاید ساده تر از تصمیم و اقدام ما برای سفر از تهران به همدان باشد. سه چهار روز هست که بنا به دعوت دوست قدیمی دوست داشتنی دیگرم،  مهدی، آمده ام انگلیس تا در جشن عروسی دخترش شرکت کنم. می بینید که از شرکت در یک کنفرانس علمی شروع کرده و سر از مجلس عروسی در آورده ام. انگلیسی ها وقتی پس از مدتها یک نفر آشنای دور را ببینند می گویند:" It’s small world" من در این سفر، کوچک بودن دنیا را به تمام و کمال تجربه کردم. همزمانی این اتفاقات البته کاملا تصادفی بود و نیز از بخت خوش و هم به یمن دسترسی به اینترنت و یافتن بلیط های سفر و محلهای اقامت ارزان قیمت در چنین کشورهائی. مثلا بلیط  هوائی پاریس به لندن را از طریق جستجوی اینترنتی به ۴۵ یورو (حدود ۵۰ هزار تومان) خریدم.

برداشتهائی از این سفر دور و دراز دارم که همراه با عکس هائی در آینده اگر توفیق شد تقدیم می کنم.

+ نوشته ای دیگر از حسین
جمعه هفدهم شهریور 1385
در سفر
هفته ایست که در سفرم. آمده ام اروبا. صفحه کلیدهای اینحا فرانسویست. هم تایب کردن برایم دشوار است و هم برخی از حروف را ندارد. بنا بر این بیشتر نوشتن را در این باره تا دو هفته آینده باید تعطیل کنم.

فعلا خدا حافظ

+ نوشته ای دیگر از حسین
پنجشنبه دوم شهریور 1385
بر فراز صخره

چند هفته ایست که روزهای جمعه می روم کوه، با گروهی از دوستانی که برخی از آنها را در همین برنامه کوهنوردی شناخته ام. همگی خوبند و دوست داشتنی. هفته قبل یک برنامه صخره نوردی داشتیم. دیواره ای به ارتفاع بیش از دویست متر را باید از صخره هائی صعب و سخت و ستبر بالا می رفتیم. از پائین که نگاه می کردی بالا رفتن سخت می نمود و گاه غیر ممکن. ولی جرات بالا رفتن که می یافتی خودت را می کشیدی بالا و راه در میانه چندان دشوار نمی نمود، فقط لغزشگاهها دلهره آور بودند. از این طریق خیلی سریعتر به قله رسیدیم.

 

بالا که رفتیم بنا به دلیلی لازم شد از همان مسیر پائین بیائیم. دیدیم که از بالا بر جداره فرود آمدن اگر غیر ممکن نباشد بسی دشوار است. نیامدیم و مسیر دیگری را برگزیدیم. برایم تامل برانگیر بود و دیدم که بالا رفتن از شیب تندی که سریع بالایت می کشد میسر است و نه چندان مشکل، اما سالم پائین آمدنت یا غیر ممکن است و یا بسی دشوار.

+ نوشته ای دیگر از حسین