تبليغاتX
یک حرف از هزاران
سه شنبه دوازدهم تیر 1386
بودن یا نبودن، مسئله اینست!

این مطلب را عزیزی برایم ایمیل کرده بود. بسیار زیبا یافتمش. اگر چه کپی کاری را در این فضا نمی پسندم، اما دریغم آمد تاریخچه "یک حرف از هزاران" را بدان نیارایم.

====================================================================

 

دکتر شریعتی انسانها را در چهار گروه قرار داده:

 

۱ - آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند: مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

 

۲- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند: عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 

 

3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند: آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

 

4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند: شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته ای دیگر از حسین
شنبه دوم تیر 1386
حقیقتی ناجور
دوستی عزیز اخیرا برایم یک DVD هدیه آورده است در باره "Global Warming" یا همان چیزی که "گرم شدن کره زمین" می نامندش. عنوان آن An Inconvenient Truth  است که من آن را "حقیقتی ناجور" ترجمه می کنم. اگر چه به دلیل حوزه تخصصی ام  محتوای آن برایم تازگی نداشت اما نکاتی بسیار از آن آموختم:

سخنران و راوی اصلی ماجرا در این فیلم آقای "الگور" رقیب دموکرات آقای "بوش" در انتخابات ریاست جمهوری دوره اول است. او با تسلطی بسیار این موضوع را اداره می کند. تسلطی که فقط از ذهنی بر می خیزد که یا کاملا در این زمینه تخصصی حرفه ای باشد و یا اینکه به خوبی و عمیقا آن را فهمیده و باور کرده باشد. محتوا و شواهدی که در این باره به تصویر و تفسیر کشیده می شود چنان جذاب است که آن را تبدیل به پر فروشترین فیلم علمی آمریکا کرده است.

با توجه به سهم ۳۰ درصدی آمریکا در تولید گازهای گلخانه ای، جهت گیری فیلم اکیدا به سوئیست که مردم و سیاستمداران آمریکا را متقاعد سازد تا در جهت کاهش این سهم قدمی بردارند. لازم به ذکر است که آمریکا تا کنون معاهده بین المللی کاهش گازهای گلخانه ای را امضا نکرده است.

به عنوان یک متخصص در این زمینه در پایان فیلم بسی تاسف خوردم که چرا او با چنین شیوه تفکر و مهارت علمی به ریاست جمهوری آمریکا نرسید. و اکنون پس از سالها بر این باورم که اگر او رئیس جمهور شده بود و حتی درصد کمی از باورهایش را در این زمینه اجرائی میکرد خدمتی عظیم به ساکنان کره گرما زده واقع در آستانه خطری بزرگ، انجام شده بود. و بیشتر تاسف خوردم که چرا در طول تاریخ ما افواج انسانی با یک گزینه اشتباه چنان مسیر تاریخ را عوض کرده ایم که هرگز امکان جبرانش نبوده است؟

زیبائی های زیادی دارد این فیلم ولی یک جمله زیبا را "الگور" چنین بیان می کند:

 "فهمیدن برای کسانی که حقوقشان وابسته به نفهمیدنشان است کار سختیست".

این فیلم با هر انگیزه ای تولید شده باشد و آقای الگور با هر هدفی چنان سخنانی را گفته باشد نتیجه آن به سود تمامی بشریت است و من متاسف شدم که فیلم "فارنهایت" با محتوای صد در صد سیاسی و مشخصا مربوط به مسائل داخلی آمریکا چنان انعکاس گسترده ای در ایران داشته و این فیلم که معطوف به مشکل روز بشری بوده و مستقیما سیاست اجرائی آمریکا را نقد می کند و مسئولیتش را در برابر نسل بشر به صورت بارزی متذکر می شود هنوز هیج انعکاسی در ایران نیافته است.

-------------------------------------------

پی نوشت:

۱- این فیلم در سال ۲۰۰۶ تولید شده است و با توجه به اینکه آقای "الگور" کاندیدای آینده ریاست جمهوری نیست چندان وجه تبلیغ سیاسی برای شخص ایشان نمی تواند باشد.

۲- کلیاتی را در باره این فیلم در سایت www.climatecrisis.net ببینید

+ نوشته ای دیگر از حسین