تبليغاتX
یک حرف از هزاران
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
سفر خاک

امروز باز بار سفر می بندم به مقصدی دور. برای شرکت در دو کنفرانس علمی. یکی در شهری نزدیک هامبورگ آلمان به نام "لونابرگ" و دیگری در شهر "آتن" در یونان. بر اساس برنامه ام ۳ روز در "لونابرگ"، ۱ روز در "هامبورگ"، ۳ روز در "برلین" و ۵ روز در "آتن" خواهم بود و اول مهر بازخواهم گشت.

در این چند سال به سفرهای زیادی رفته ام. از مالزی و اندونزی در آسیای جنوب شرقی تا بلژیک و انگلستان و فرانسه در اروپای غربی، از مسکو در شمال تا سیدنی در جنوب. سرزمین هائی بسیار با آدم ها و اقلیم های متنوع. اما باورم آمده است که:

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کرديم؟         سفر آن بود که ما در قدم دل کرديم

همچنان چنین سفری را می جویم که با همه ی نزدیکی بس دور می نماید و البته بسی هم خواستنی...

اگر فرصتی در روزهای سفرم دست داد برمی گردم تا باز هم در اینجا باشم به مطلبی یا عکسی، و گر نه وعده ی ما بعد از بازگشت، و باز با سفرنامه ای که برای برخی از عزیزانم شاید گاه خسته کننده می نماید.

+ نوشته ای دیگر از حسین
یکشنبه دهم شهریور 1387
فقط چند عکس
 ۱. قيمت استقلال!!

استقلال

 

۲. غلط املائي وزارتي آن هم در قسمت "تحول اداري"!!

غلط املائي وزارتي

 

۳. حافظ هم اگر خودكار دعا را كشف كرده بود شايد به جاي "تير دعا" از آن بهره مي گرفت:

"از هر طرف تير دعا كرده ام روان        شايد ازآن ميان يكي كارگر شود"

خودكار دعا !

 

۴. و بالاخره باز هم عكسي از پشت يك نيسان ديگر. و اين بار "گيتار عشق!"

گيتار عشق

+ نوشته ای دیگر از حسین